به تصویر بالا نگاه کنید. چه میبینید؟ سه نفر، سه سبک زندگی، سه نحوهی پوشش، سه میزان ثروت، سه طبقهی اقتصادی. یکی از این سه، مارک زاکربرگ، سرمایهدار معروف است که با دمدستیترین ظاهر ممکن، با شلوارک و دمپایی و تیشرت بیرون آمده؛ دیگری فردی ثروتمند است که گرمکن ورزشی ساده اما نسبتاً گرانقیمتی پوشیده و نفر سوم که ظاهری اشرافی و سراپا تجمّل دارد و به ما گفتهاند «فقیر» است.
مبارزهی صنفی چیست و چه نسبتی با مبارزهی طبقاتی دارد؟ و آیا ممکن است بین این دو تضاد باشد؟ بهترین پاسخ به این سؤال، ابتدا به ساکن میتواند پاسخی نظری به آن باشد. چرا که پاسخ نظری امکان سنجش دقیقتر کلیت وضعیت را برای طبقهی کارگر فراهم میکند. البته پاسخ نظری طبقهی کارگر، مانند مباحث نظری بورژوازی نیست. به این معنی نه ایدهآلیستی و ایدئولوژیک و گفتمانی که طبقاتی، انضمامی و رادیکال است. با اینحال دستاوردهای مبارزاتی طبقهی کارگر در عمل، که حاصل تجربیات تلخ و شیرین آن است، همواره اهمیت بسیار زیادی دارد و بیتوجهی به آن برای طبقهی کارگر زیانبار است. در این متن بیش از آنکه بخواهیم بحثی نظری کنیم، برای اینکه به فهم بهتری از «مبارزهی…
در هفتههای اخیر، اخبار بسیاری منتشر شده است که قوانین و آییننامههای مختلف را مورد بازنگری قرار دادهاند. گویا وزارت کار و سازمان تأمیناجتماعی، با اتاق بازرگانی به این نتیجه رسیدهاند، که فرصت پیش آمده بعد از جنگ با اسرائیل را غنیمت شمارند و تهاجم وسیعی به منافع طبقهی کارگر داشته باشند. به قول مدیر عامل سازمان تأمین اجتماعی (مصطفی سالاری)، «ساماندهی معافیتهای بیمهای و مشاغل سخت و زیانآور از جمله برنامههای اصلاحی است». البته بخشی از این «برنامههای اصلاحی» به پشتوانه برنامهی توسعهی هفتم صورت میگیرد.
به گزارش خبرنگار حوزهی انتظامی رکنا از خوزستان، دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان شوشتر پس از بررسیهای قضایی، صاحبخانهای در شهر گوریه را که در جریان درگیری مسلحانه باسارقان به قتل دو نفر از آنان اقدام کرده بود، با احراز شرایط دفاع مشروع از اتهام قتل تبرئه کرد... وی با استفاده از سلاح شکاری به دفاع از خود و خانواده پرداخت و موفق شد سه نفر از مهاجمان را هدف قرار دهد. در نتیجهی تیراندازی، دو نفر از سارقان در دم جان باختند و یک نفر دیگر به شدت زخمی شد.
جلسات فیدبک معمولاً بهعنوان فضایی برای خلاقیت، رشد فردی و بهبود عملکرد بازنمایی میشوند؛ صحنهای که در آن نیروی کار نهتنها از حمایت سازمان برخوردار است، بلکه میتواند در مسیر «بهبود» و «پیشرفت» گام بردارد. این تصویر ظاهراً بر شفافیت، دوستی و اعتماد متقابل بنا شده است. اما پرسش بنیادین این است: آیا این روایت حقیقت را آشکار میکند یا تنها چهرهای بزکشده از مناسبات قدرت در دل سرمایهداری است؟
سرمایهداران حریص و طمّاع که ماشینهای انباشت سرمایه و سودند از ابتدای دههی نود فرصتی استثنایی یافتند تا با سفتهبازی و طلا و دلاربازی، به جریان دادن مسیر ثروت از آحاد جامعه به سوی خودشان مبادرت ورزند. تا قبل سالهای اول دههی نود دیدن لامبورگینی و مازراتی و ... در خیابانهای ایران تقریباً غیرممکن بود، ولی از این سالها به بعد بود که در اندک مدتی صاحبان این اتومبیلها و ویلاهای لاکچری شروع به تفاخر میانمایه در صفحات مجازی و خیابانها کردند.