نظام مالکیت از قدیم شکلهای مختلفی به خود گرفته است. در دوران بردهداری اربابْ مالکِ تمام و کمال بَرده بود و میتوانست با بردههای خود مانند هر دارایی دیگرش برخورد کند. بردهها حتی نمیتوانستند تشکیل خانواده دهند و هیچ بهرهای از مالکیت نداشتند. در دوران فئودالیسم یا ارباب رعیتی، ارباب یا فئودال مالک زمین بود. رعیتها، خود و خانوادههایشان، نیز باید بر زمین ارباب کار میکردند و تنها سهم کوچکی از آنچه تولید میکردند را از آن خود میکردند. در نظام سرمایهداری نیز مناسبات مالکیت تغییر کرد. در این مناسبات که به تقدیس مالکیت خصوصی میپردازد، به نظر میآید هر کس آزاد است که همه چیز را به مثابه کالا مالک شود. اما در عمل تنها بخش بسیار بسیار کوچکی…
مبارزهی صنفی چیست و چه نسبتی با مبارزهی طبقاتی دارد؟ و آیا ممکن است بین این دو تضاد باشد؟ بهترین پاسخ به این سؤال، ابتدا به ساکن میتواند پاسخی نظری به آن باشد. چرا که پاسخ نظری امکان سنجش دقیقتر کلیت وضعیت را برای طبقهی کارگر فراهم میکند. البته پاسخ نظری طبقهی کارگر، مانند مباحث نظری بورژوازی نیست. به این معنی نه ایدهآلیستی و ایدئولوژیک و گفتمانی که طبقاتی، انضمامی و رادیکال است. با اینحال دستاوردهای مبارزاتی طبقهی کارگر در عمل، که حاصل تجربیات تلخ و شیرین آن است، همواره اهمیت بسیار زیادی دارد و بیتوجهی به آن برای طبقهی کارگر زیانبار است. در این متن بیش از آنکه بخواهیم بحثی نظری کنیم، برای اینکه به فهم بهتری از «مبارزهی…
موکول کردن پرداخت حقوق ثابت به عبور کردن از تارگتهای نجومی فروش عموماً موجب میشود ویزیتور نه تنها قادر به دریافت حقوق ثابت نگردد، بلکه تنها درصد جزیی (نهایتاً پنج درصد از سود کارفرما) به عنوان حقوق دریافت نماید، آن هم در صورتی که ویزیتور معوقاتی که را که موظف به تسویه آن است جمع کرده باشد که در غیر اینصورت همین مبلغ ناچیز هم تا زمان تسویهی کامل، حبس خواهد شد.
«خوب سرمایهدار برای اینکه سودش رو زیاد کنه باید هزینهاش رو کم کنه. یکی از راحتترین کارها کم کردن دستمزد کارگره. یا سعی میکنه شدت کار کارگر رو زیاد کنه بدون اینکه دستمزدش رو زیاد کنه. کارگر سعی میکنه برای دستمزدش مبارزه کنه و نگذاره از مقدار لازم معیشتش کمتر بشه. و این مبارزه تا زمانی که سرمایهداری پا برجاست ادامه داره. این تضاد اصلی سرمایهداریه، تضاد بین طبقه سرمایهدار و طبقه کارگر، تضاد بین سرمایه و کار.»
از رحمت خبر ندارید؟ جایی چیزی نشنیدید؟ زن بیچارش با سه تا بچه دو هفته است منتظره. همه همدیگر را نگاه کردند. هر بار که از کسی بیخبر میشوند همین ماجراست و بعضی حرفها تکرار میشه. گرفتنش. به سند اینکه خیلیها را گرفتهاند. دیروز آمدند نانوایی و از صف کشیدند بیرون و بردند. اما چرا تا الان خبری ازش نیامده؟ گیر طالبان شده؟ دوباره برگشته اما تلفن نداشته خبر دهد؟ یا کشته شده. هر جایی، سر کار، در راه توسط خِفتگیری چیزی یا در افغانستان...
دستگاه و سازوكار بورژوازي در جامعه مدني ما را از بدو تولد در خود مي ربايد. ما هر روز در خيابان، در مدرسه، در سريالهاي حقيرانه و مذبوحانهی رسانههاي داخلي و خارجي، در دنياي فقير آكادميك و دانشگاه، ياد ميگيريم كه حساسيت خود را تنها بر سرنوشت فردي و رقابتطلبانهی خودمان قرار دهيم. به ما گفته شده است كه خود را توسعه دهيم و پيشرفت كنيم و در اين راه كوشا باشيم. ما هر روز درگير آرزوها و تمايلات فردي خودمان هستيم.
نه. قرار نیست 96 تکرار بشه. باید انقلاب کرد، باید انقلابی بود، باید به خشم انقلابی دمید. خشم طبقاتی کور نیست یا نباید باشد. خشم طبقاتی لحظهای نیست که بیاد و بره. هوسی نیست که سریع بشه آرومش کرد. میره تو پوست و استخون آدم. صبر، انقلابی رو ممکن میکنه. ارادهی انقلابی رو توان میده. شجاعت و ایثار، انقلابی را پدید میاره. تو هم اگر اینقدر اراده و خشم داری پایه باش.
یکی از بچههای شرکت ازم پرسید پویش افزایش 70% مزد رو امضاء میکنی یا نه؟! گفتم چرا نکنم؟! حتما این کار رو میکنم. باید حق و حقوق قانونیمون رو بگیریم، ما کارگرها باید پشت هم باشیم و ساز مخالف نزنیم. وقتی زندگی روزمرهام هر روز داره تباهتر میشه چرا امضاء نکنم؟! اما همیشه سوالهایی هست که فکرمو مشغول میکنه. پرسشهای یک کارگر شکّاکدریافت یعنی ما هرسال باید برای افزایش دستمزد، کمپین تشکیل بدیم؟! ما هزارتا مشکل دیگه هم داریم. واسه هر کدوم از اونا هم باید کمپین تشکیل بدیم؟! تا حالا این همه کارزار و پویش به راه افتاده، چندتاشون موفق شدند؟! امسال گفتیم 70%، سال دیگه چی؟ مگه فرمول افزایش حقوق تو قانون نیومده؟! اینا حتی قانون خودشون رو…
ساعتهایی که به آشپزخانه شرکت میروم، گاهاً فرصتی میشود تا با خدماتی شرکت گفتوگویی داشته باشم، درمورد خانوادهی همسرش، شبنشینی با دوستان قدیمیاش، اسبابکشی از خانهشان به خانهای دیگر که هنوز هم 50 کیلوتر از تهران فاصله دارد، درمورد دخترش که به خاطر استرس زیاد، از رفتن به مدرسه واهمه دارد و اخیراً به پیشنهاد همکاران شرکت، او را به جلسهی مشاوره میبَرَد.
پس از گذشت سهماه از لغو تجمع نیروهای پیمانکاری یا شرکتی نفت و گاز موسوم به "ارکان ثالث" در آبان 11403، علیرغم مذاکرات و پیگیریهای مستمر نمایندگان نسبت به تحقق مطالبات حقوقی از مسئولین و مدیران وزارت نفت، همچنان پیشرفت عملی و مطلوبی به نفع کارگران رقم نخورده و نهتنها خبری از تحقق مطالبهی اصلی یعنی حذف پیمانکاران و تبدیل وضعیت نیست، بلکه درخواستهای جزئیتر نظیر اجرای رأی 3188 دیوان عدالت اداری یا پاداش شهید رجایی و اعطای وام و ... نیز سرنوشت مشخصی نداشته است.









