کارگرانِ بالاشهرنشین

خسته و درمانده است. هر روز زنان و دختران هم‌سن خود را می‌بیند که لباس‌های مارک‌دار می‌‌پوشند، عطرهای گران‌قیمت می‌زنند و صورت‌هایشان را که از فرط تن‌پروری و ناز و نعمت به سان ابریشم‌اند با لوازم آرایش گران‌قیمت می‌آرایند. با ماشین‌های گران‌قیمت رفت‌وآمد می‌کنند و وقتی از کنار او با تبختر و تکبر رد می‌شوند به رسم ادب نخوت‌آمیزِ برآمده از جایگاه طبقاتی‌شان سلامی می‌کنند و او را خوارتر از چیزی که خود او هر روز تصور می‌کند، می‌شمارند. کودکانی هم‌سن‌وسال فرزندان او در ساختمان هستند که به ظاهر شبیه فرزندان او ولی از زمین تا آسمان با زیست فرزندان او متفاوت‌اند. کودکان نازپرورده که بهانه‌های بنی‌اسرائیلی می‌گیرند و گویی آسمان دهان گشوده و آنان به زمین پرت شده‌اند. لباس‌های…

کراهت زیستن در جامعه‌ی سرمایه‌داری (4): سلبریتی‌های انسان‌دوست، یا همان انگل‌های پرمدعا

پیمان معادی در فستیوال کن، وقتی در نشست خبری فیلم «برادران لیلا» میکروفن به دست گرفت، قسمتی از سخنانش چنین بود: «درصدی از آ‌دم‌ها در ایران اگر یخچال خانه‌شان خراب بشود طبقه‌ی اجتماعی‌شان عوض می‌شود. یعنی هزینه‌ی تعمیر یک یخچال می‌تواند طبقه‌ی اجتماعی شما را ببرد پایین‌تر.»

«بی‌کار» کیست؟ «بی‌کاری» چیست؟ کارگران پاسخ می‌دهند

همه‌ی ما آدم‌های بی‌کار زیادی دیده‌ایم: کسانی که از کارکردن فرار می‌کنند و یا افرادی که دربه‌در دنبال کارند. چه‌ آن‌ها که به نظر مشغول کار‌ند و شاغل محسوب می‌شوند اما در عمل هیچ‌کاری نمی‌کنند،مثل رئیس کارخانه‌ای که تنها پشت میزی نشسته‌ و پول‌های واریزی به حساب‌های‌اش را می‌شمارد، و چه آن‌هایی که هزارجور تلاش می‌کنند و تا شب گرفتار‌اند، اما جزء آمار شاغلان محسوب نمی‌شوند! «بی‌کار» و «بی‌کاری» مفهومی طبقاتی است. در مناسباتِ سرمایه‌دارانه، جبهه‌ی سرمایه تنها دارنده‌ی سرمایه است که قدرت خود را در خرید مواد اولیه، ابزارِ کار و نیروی کار نشان می‌دهد و جبهه‌ی کار تنها تولیدکنندگان جامعه هستند. سرمایه‌داران سعی می‌کنند حتی وظیفه‌ی خرید و حفظ و حراست از سرمایه را نیز به دوش دیگران…

استثمار چیست؟ کار و تلاش از من، راحت و خواب از تو

هر روز ساعت 6:45 صبح، مینی‌بوس‌ها یکی‌یکی به درب کارخانه می‌رسند. 500 نفر کارگری که هنوز چشمانشان را در اثر خواب داخل سرویس نمی‌توانند کامل باز کنند، به درون کارخانه می‌آیند. شروع کار ساعت 7 است اما کارگران باید 10 دقیقه زودتر انگشت بزنند تا مبادا زمان تعویضِ لباسِ کار، از ساعت کار روزانه بکاهد. گروه‌های گوناگون کارگران به سوله‌های خط تولید خود می‌روند و پشت ابزارها و دستگاه‌های مرتبط با کار خود قرار می‌گیرند. آهنگ رو به افزایش کار با سرکشی اول صبح سرپرستان و ناظران آغاز می‌شود تا این که وقفه‌های کار در زمان صبحانه و ناهار ترمز آن را بکشد. در این وقفه‌ها، کارگرانی که قرار است امشب شب‌کار باشند سکوت مرگباری پیشه می‌کنند و باقی کارگران…

به زبان ساده؛‌ «اتحاد» چیست؟ اتحاد طبقاتی یا اتحاد سراسری؟

«اتحاد» معمولاً همراه با کلمات دیگری چون «انسجام»، «همدلی» و «یکپارچگی» می‌آید و جزء برجستگی‌های عمل انسانی قلمداد می‌شود. به‌گونه‌ای که کمتر جریان فکری‌ای را می‌بینیم که در ستایشِ اتحاد سخن نگفته باشد. خود این موضوع باعث شده که تا حدی اتحاد، به عنوانِ امری پسندیده، بدیهی قلمداد شود و نیاز به بررسی دقیق‌تری در مورد آن حس نشود. اولین چیزی که ما را در این زمینه مشکوک می‌کند، همین گستردگیِ استفاده از مفهوم «اتحاد» است. اما آیا بدون بررسی دقیق‌تر و حساسیت‌های طبقاتی لازم می‌توان مهر تأیید بر آن زد و بی‌چون و چرا بر مثبت بودن آن تأکید کرد؟ کارگران برای تأمین منافعشان به کدام اتحاد نیاز دارند: اتحاد طبقاتی یا اتحاد سراسری؟ «اتحاد» چیست؟ کارگران پاسخ می‌دهندپی‌دی‌اف…

مدیریت چیست؟ به زبان ساده

امروزه مدام می‌شنویم که «مدیریت غلط و ناکارآمد و غیرعلمی باعث تمام بدبختی‌های ما است.» این صحبت را از زبان بسیاری آدم‌ها شنیده‌ایم. از تلویزیون و رادیو و رسانه‌های رسمی و غیررسمی گرفته تا سخنرانی‌ها و تحلیل‌ها و بیانیه‌های مختلف و اظهاراتِ کارشناسی و غیرکارشناسی در سمینارها تا دورهمی‌های خانوادگی. گویا بر سر این موضوع اجماعی صورت گرفته که همه چیز زیر سرِ مدیریت است. البته بیش‌تر اوقات برای کلمه‌ی مدیریت یک پسوند یا پیشوندی انتخاب می‌شود، مثل مدیریت جهادی، مدیریت انقلابی، مدیریت علمی، مدیریت تخصصی، مدیریت کارآمد، مدیریت صحیح، مدیریت مذهبی و... . هر گروه یا جریان سیاسی با توجه به علایق صفتی به مدیریت اضافه می‌کند، اما مدیریت هم‌چنان نقش مرکزی و اصلی را بازی می‌کند. «مدیریت» چیست؟‌…

کارگران و شهرهای اقماری تهران؛ نگاهی مختصر به ریشه‌های برآمدن شهرهای اقماری تهران و شیوه‌ی زیست کارگران

برخلاف تصویری که در رسانه‌ها از مقوله‌ی حاشیه‌نشینی منتشر می‌شود، می‌بینیم که ساکنان این حاشیه‌ها نه نیازمندانی بی‌چیز و مستمندانی در انتظار معجزه‌ی مسئولین و خیرین، بلکه تولیدکنندگان ثروتی هستند که از محصول رنج و کار خود بی‌بهره‌اند. همچنان که دیدیم، برخلاف تصویری که نشان داده می‌شود، در اینجا آن چه وجود دارد، تلاش و تکاپو برای بازپس‌گیری هرچه بیشتر دست‌رنجی است که از سوی سرمایه غارت می‌شود.

هر طبقه از اجتماع، سندیکایش را می‌سازد

اختلاف طبقاتی بیداد می‌کند. اختلاف طبقاتی ناشی از وجود دو طبقه‌ی اجتماعیِ کارگر و سرمایه‌دار. طبقه‌ی کارگر متشکل از میلیون‌ها کارگر ـ مثلا در ایران حدود چهل تا پنجاه میلیون ـ و طبقه‌ی سرمایه‌دار متشکل از چند صد سرمایه‌دارِ کنترل‌کننده. رفتار متحدانه برای هر طبقه ضروری است. طبقه‌ی سرمایه‌دار برای حفظ وضعیت موجود متحد است و متحدانه برخورد می‌کند؛ طبقه‌ی کارگر نیز برای شکست این وضعیت نیاز دارد متحدانه برخورد کند و با هم هماهنگ باشد. هر طبقه از اجتماع، سندیکایش را می‌سازد. تشکل‌ها و تشکیلات سرمایه‌داران سرمایه‌داران به مرور زمان و با گذرِ دوره‌های تاریخی توانسته‌اند دولت را در خدمت بگیرند. آن هم با هدف حفظ وضعیت استثمار کارگران. استثمار واژه‌ی آشنایی است. روزانه و شبانه کار کردنِ کارگران…

ردِ زنجیرها؛ ناگفته‌های یک خبر

شبکه خبری تلویزیونی سی‌ان‌ان گزارش داد: مجموع دارایی و تمکن 26 فرد ثروتمند تراز اول جهان به یک تریلیون و 400 میلیون دلار رسید، ثروتی که برابر با دارایی سه میلیارد و 800 میلیون نفر دیگر بر روی کره‌ی زمین است. یعنی چیزی بیش از نیمی از کل جمعیت جهان!

عدالتِ اجتماعی به زبانِ ساده

در مقابلِ «عدالت اجتماعی» هیچ‌کس نمی‌تواند موضعِ بی‌طرف یا خنثی داشته باشد. عدالت اجتماعی اشاره به تضاد بنیادین اجتماعی دارد که یا طرف جبهه‌ی کار قرار داری یا در جبهه‌ی سرمایه گام برمی‌داری. هر نیرویی که فراتر از این تضادِ بنیادین سعی در گل‌آلود کردن فضا داشته باشد، بی‌شک در جهت حفظ نظام حاکم تلاش کرده و خواسته یا ناخواسته در جبهه‌ی سرمایه قرار می‌گیرد.