روحت را بفروش؛ انکشاف نیروی کار در استارت‌آپ‌ها

کسب ارزش اضافی در مناسبات سرمایه‌داری بر مبنای خرید نیروی کار کارگران بنا شده است. نظام سرمایه‌داری از ابتدای شکل‌گیری‌اش تا امروز این خصلت خود را حفظ کرده است. کارگران که جز نیروی کارشان چیزی برای فروش ندارند، آن را چون کالایی در بازار عرضه می‌کنند تا بتوانند درمانی برای درد گرسنگی پیدا کنند. و وقتی نیروی کار ذهنی و یدی خود را به سرمایه‌داری می فروشند، در واقع تن به کار بیگانه‌ای می‌دهند که نه در علت‌اش سهیم استند، نه در فرآیند انجام‌اش مشارکتی دارند و نه در محصول‌ کارش مالکیتی. سرمایه‌داری کار را تنها به شکل کارِ بیگانه‌شده ارائه می‌کند: همه چیز در خدمت سود و سود بیشتر است. امروزه اما هیاهوی پر زرق‌وبرقی در مصاحبه‌های استخدامی کسب‌وکارهای…

«بی‌کار» کیست؟ «بی‌کاری» چیست؟ کارگران پاسخ می‌دهند

همه‌ی ما آدم‌های بی‌کار زیادی دیده‌ایم: کسانی که از کارکردن فرار می‌کنند و یا افرادی که دربه‌در دنبال کارند. چه‌ آن‌ها که به نظر مشغول کار‌ند و شاغل محسوب می‌شوند اما در عمل هیچ‌کاری نمی‌کنند،مثل رئیس کارخانه‌ای که تنها پشت میزی نشسته‌ و پول‌های واریزی به حساب‌های‌اش را می‌شمارد، و چه آن‌هایی که هزارجور تلاش می‌کنند و تا شب گرفتار‌اند، اما جزء آمار شاغلان محسوب نمی‌شوند! «بی‌کار» و «بی‌کاری» مفهومی طبقاتی است. در مناسباتِ سرمایه‌دارانه، جبهه‌ی سرمایه تنها دارنده‌ی سرمایه است که قدرت خود را در خرید مواد اولیه، ابزارِ کار و نیروی کار نشان می‌دهد و جبهه‌ی کار تنها تولیدکنندگان جامعه هستند. سرمایه‌داران سعی می‌کنند حتی وظیفه‌ی خرید و حفظ و حراست از سرمایه را نیز به دوش دیگران…

شرایط کار و زیستِ «کارگران حفاری دکل‌های نفت»

سحرگاه پنجم خرداد سال 1287 خورشیدی، مته‌ی حفاری در چاه شماره یک نفتون مسجد سلیمان، به نفت رسید. بعد از 113 سال هنوز کارگران شاغل در دکل‌های شرکت ملی حفاری با مشکلات بسیاری دست و پنجه نرم کرده و در شرایطی سخت کار می‌کنند. کارگران شاغل در این بخش مطالبات بر زمین مانده‌ی زیادی دارند و از همه بدتر هر روز با خطر حوادث شغلی و از دست دادن جانشان روبرو هستند.

ضرورت تشکیل صندوق‌های اعتصاب

از ضروریات یک اقدام متحد و فعالیت اتحادیه‌ای جهت پیش‌برد مبارزه در راستای منافع طبقاتی، دادن ترتیبی برای تشکیل صندوق‌های اعتصاب کارگران است. این صندوق می‌باید توسط خود کارگران آن حوزه شکل بگیرد و با حاصل دسترنج خود آنان تأمین ‌شود. هر کارگری از اتحادیه یا محیط کار مشخص، حق عضویت‌ ماهانه‌اش را به صندوق پرداخت می‌کند تا برای وضعیت‌های اضطراری کارگران به مصرف برسد و بهتر بتوانند بر مشکلات پیش‌روی‌شان فایق بیایند و امکانی برای رشدشان باشد. در جایی که اتحادیه‌ی کارگری وجود ندارد این کار خود می‌تواند مبنایی برای فعالیت اتحادیه‌ به حساب آید.

آزادسازی قیمت‌ها سیاستی ضدکارگری است

ما کارگران در نظم موجود هر چقدر هم بیشتر کار می‌کنیم، باز فقیرتر می‌شویم. خُب چون اجناس روز به روزگران‌تر می‌شوند. گرانی هیچ فرصتی به ما نمی‌دهد؛ در حالی که تحت اجبار این دولت باید تا سر یک سال صبر کنیم که چند نفر دولتی و سرمایه‌دار بنشینند و برای افزایش (یا در واقع جبران درصدی از عقب افتادگی) دستمزد میلیون‌ها کارگر تصمیم بگیرند. مقرری‌ای که آن‌ها می‌دهند همیشه اندازه‌ای بوده که مجبور به اضافه‌کار باشیم. وقتی که طرف سرمایه‌دار باشد یا نماینده‌ای باشد از دولت سرمایه، دیگر دین و ایمان‌اش فرقی نمی‌کند، مسلمان‌ترین مسلمان‌ها هم این‌طور می‌کند؛چنان که امروز کرده‌اند. ما کارگران صبح تا شب در کارخانه‌ها هستیم تا بیشتر تولید ‌کنیم، با این حال ندارترین‌ها هم همین ما…

حداکثر سود از آنِ تو، حداقل مزد از آنِ ما؛ یادداشتی درباره‌ی حداقل دستمزد

اسفندماه هر سال و با نزدیک شدن نوروز، بحث تعیین حداقل دستمزد کارگران برای سال آینده داغ می‌شود. از مرثیه‌سراییِ کارفرمایان و نظریه‌پردازانِ سرمایه‌داری که از بدبخت شدن کارفرمایان و فلج شدنِ تولید در صورت افزایش دستمزد کارگران می‌گویند تا نمایندگانِ دروغین کارگران در کمیته‌ی مزد شورای عالی کار که وانمود می‌کنند به دنبال چانه‌زنی با دولت و کارفرمایان هستند تا از منافعِ کارگران دفاع کنند و حداقل دستمزد بیشتری نصیبِ کارگران شود. تنها خودِ کارگران هستند که به دلیل محرومیت از داشتنِ تشکل‌های مستقل، هیچ‌گونه ابزار فشاری بر کارفرمایان و دولت پشتیبانِ آن‌ها ندارند و باید چشم به درهای بسته‌ای بدوزند که در پشتشان برای زندگی کارگران تصمیم‌گیری می‌شود. در این مقاله به چکیده‌ای از جنبه‌های گوناگونِ تاریخچه و…