›
ادبیات کارگری
33 مطلب
تازهترین ↓

مجموعه داستان «زندگی و مبارزه»
مدتی بود که ضرورتِ توضیح مسائل مارکسیستی به زبان ساده برای کارگران ذهنم را مشغول کرده بود. حس میکردم بیان مسائل نظری…

عصیان معصومه؛ داستان کوتاه
غروب بود. معصومه مات و مبهوت به طرف خانه میرفت. کوچه خلوت بود. دو تا پسر با یک توپ پلاستیکی بازی میکردند.…

نمایشنامه «رستگاری در چاه پرونده»؛ و برای سه رفیق
عمق چاه زیاد نبود، پنج شیش متر، شاید کمتر… ولی همین چندمتر اونقدر بود که روی هم هشتاد سال عُمرِ دو تا…

داستان کوتاه «تلاش مداوم و صبورانه» – میان ماه من تا ماه گردون (۲)
بهروز به افشین گفت «بیغیرت نمیپرسی چی شده؟» قبل از اینکه افشین بگوید که معلوم است که چه اتفاقی افتاده، زهره گفت…

داستان کوتاه «نمیتوانم»
ذبیح کار ثابتی نداشت. یک مدت دستفروشی میکرد. شهرداری بساطش رو ضبط کرد. یک مدت کارگر موقت ساختمانی شد ولی کار سخت…

داستان «پلتفرم»
بهادر با هادی هم تماس گرفت و گفت که شرایط این استان بهخاطر صنعتیبودن و فشار اقتصادی برای توسعة گروهها و هستههای…




