گزارشی از مدرسه‌ـ‌آموزشگاه‌ها

در سال‌های اخیر با شتاب و شیب تندی ما شکل‌های متفاوتی از ترکیب مدارس و آموزشگاه‌ها هستیم که مرزبندی قابل تشخیص قدیم را دچار تغییر کرده است. به این معنی که بسیاری از مدارس دولتی شکل و شمایل آموزشگاهی به خود گرفته‌اند و مدارس دولتی بسیاری از الگوهای آموزشگاه‌ها را در خود بازتولید می‌کنند.

گزارشی از مدرسه‌ـ‌آموزشگاه‌ها

برای توضیح آن‌چه در ادامه می‌آید، لازم است ابتدا باید تفکیکی که بین معلمان و فعالان فضای آموزشی به صورت عرفی وجود دارد را توضیح دهیم. معمولاً چنین است که تدریس در مدارس دولتی، غیرانتفاعی و آموزشگاه‌ها، به شکل کاملاً قابل تشخیصی، متفاوت است. به این معنی که نسبت‌ متفاوتی بین معلم و دانش‌آموز و به صورت کلی بین نیات، برنامه‌ها، هدف‌ها، نحوه‌ی طرح درس، اداره کلاس و فضای کلی مدرسه، تا معمولی‌ترین روابط و زمان‌بندی، بین مدارس دولتی، غیردولتی و آموزشگاه‌ها وجود داشت و دارد. این نسبت متفاوت به شکل یک مجموعه قراردادهای نانوشته و بعضاً نوشته، کاملاً عرفی و سابقه‌دار است و چه دانش‌آموز و اولیای وی و چه معلمی که به مدرسه، یا آموزشگاه می‌رود، می‌داند در کدام میدان عرضه و تقاضا و نیازها و حقوق و تکالیفی قدم گذاشته است.

این موضوع نه تنها در نیات که در نتایج هر کدام قابل بررسی است. بعضی از معلمان تفاوت را در این می‌دانند که «مدارس غیر از آموزش تربیت را هم مدنظر قرار دارند، اما در آموزشگاه‌ها فقط آموزش مهم است و اهمیتی به تربیت نمی‌دهند». در این تعریف مدارس دولتی و آموزشگاه‌ها دو سر طیف‌اند و مدارس غیردولتی بین این دو خود را تعریف می‌کنند. اما می‌شود طور دیگر هم همین طیف‌بندی را بازتعریف کرد. به عبارت دیگر، میزان کالایی‌شدگی آموزش بین مدارس دولتی و آموزشگاه‌ها کاملاً متفاوت است. این موضوع حتی در نوع برخورد با تقسیم‌بندی علوم و برخورد با رشته‌ها و کتاب‌های درسی کاملاً قابل توجه است.

اما در سال‌های اخیر با شتاب و شیب تندی ما شکل‌های متفاوتی از ترکیب مدارس و آموزشگاه‌ها هستیم که مرزبندی قابل تشخیص قدیم را دچار تغییر کرده است. به این معنی که بسیاری از مدارس دولتی شکل و شمایل آموزشگاهی به خود گرفته‌اند و مدارس دولتی بسیاری از الگوهای آموزشگاه‌ها را در خود بازتولید می‌کنند. به دنبال تبلیغات و برندسازی از خود هستند. این حتی در تعداد بنرها و تبلیغات خروجی‌ها و قبولی‌های سال قبل، تا تبلیغ بر مدرسانی که در اختیار دارند و بسیاری تکنیک‌های مختلف آموزشگاه‌ها برای درآمدزایی را استفاده می‌کنند.

این تغییر نگرش در بستر اقتصادی-سیاسی مشخصی رقم می‌خورد که در آن سرمایه‌داری بحران‌زده به شکل عریانی تنها سود و بهره‌کشی روزافزون را منطقی جلوه می‌دهد و ساز و برگ ایدئولوژیک آن کاملاً ناکارآمد شده است. از این‌رو تحصیل نه برای کسب دانش و علم‌آموزی، که برای کسب موقعیت بهتر در بازار است. توان چانه‌زنی بالاتر و در یک کلام، پول، پول و پول بیشتر. پس حوصله فهمیدن ندارد. تنها نمره و معدل می‌خواهند. دانشگاه شریف و تهران و این‌ها بازارهای بهتری هستند تا دانشگاه‌ آزاد. باید حساب هزینه و فایده کرد و برای به دست آوردن موقعیت بهتر در بازار با دیگر دانش‌جوها رقابت کرد. هزینه برای ثبت‌نام در فلان آموزشگاه و فلان مدرسه-آموزشگاه باید با فایده قبولی در دانشگاه و حتی امکان بهتر برای مهاجرت و بازگشت پول در چند سال آینده فهمیده می‌شود. خود رشته‌های تحصیلی و شاخه‌های مختلف علم نیز حتی جنبه‌های ایدئولوژیک قدیم را ندارند، بلکه تنها مثل بازارهای مختلف‌اند. استعداد و علاقمندی و مشاوره‌های مختلف همه پیوند عجیبی به ادبیات زرد موفقیت و بازاریابی دارند و تنها می‌توانند کمک کنند تا در بازار بهتر بجنگی و موفق‌تر (پولدارتر) شوی.

برخی از مدارس دولتی، با برنامه‌ریزی آموزشگاهی، کلاس‌بندی‌ها مشابه، فوق برنامه‌های کنکوری و هدفمند، استخدام مدیرها و برنامه‌ریزها و مشاوران آزاد آموزشگاهی، فضا را مشابه یک آموزشگاه مدیریت می‌کنند. به عنوان نمونه دبیرستان نمونه دولتی، قراردادی حدوداً ۴۰۰ میلیون تومانی با مؤسسه خیلی سبز بسته است تا امتحانات داخلی را خیلی سبز برگزار کند. از این‌رو خیلی سبز تمام نحوه تدریس، بودجه بندی و سنجش معلمان و دانش‌آموزان را کنترل می‌کند و مدرسه تنها سخت‌افزار آموزشگاه را تأمین می‌کند. در همین مدرسه و خیلی از مدارس دیگر متوسطه دور دوم، برگزاری پانسیون، رواج دارد.

به عبارتی مدرسه فضایی مشابه کتابخانه دارد که هر میز را به دانش‌آموزی اجاره می‌دهد. برخی مدارس هر میز را ماهانه تا دو میلیون اجاره می‌دهند. دبیرستان دیگری برای دادن فضای مطالعه به دانش‌آموزان طی یک سال ۴۰ میلیون از هر دانش‌آموز می‌گیرد. در و دیوار مدارس پر است از جملات انگیزشی برای موفقیت و نظرسنجی از دانش‌آموزان و کسب رضایت ایشان اهمیت بسیاری یافته است. اردوهای آموزشی و بسیاری فعالیت دیگر هم برای موفقیت دانش‌آموزان برنامه‌ریزی می‌شود.

در برخی مدارس، دانش‌آموزانی را که هزینه شرکت در دوره‌ها را نداده‌اند، در کلاس متمایزی جمع کرده و به شکل کاملاً تبعیض‌آمیزی بدترین کلاس مدرسه را به آن‌ها اختصاص می‌دهند. همچنین مدارس در پذیرش معلمان همراهی با نظم آموزشگاهی مدرسه را لحاظ می‌کنند و حتی از طرف بسیاری از معلمان هم کاملاً منطقی است به شرطی که سهمی از آن داشته باشند. مدارس همچنین سعی در استخدام معلم برند آموزشگاهی دارند و با هزینه بسیار معلمان چهره را استخدام می‌کنند. یا با تبلیغات بسیار در سایت‌های تبلیغی و بنرها و پسترهای مختلف سعی در برندسازی از معلمان خود دارند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *