›
داستان کوتاه
20 مطلب
تازهترین ↓

داستان «پلتفرم»
بهادر با هادی هم تماس گرفت و گفت که شرایط این استان بهخاطر صنعتیبودن و فشار اقتصادی برای توسعة گروهها و هستههای…

داستان کوتاه «میلکاموزا» از منصور یاقوتی
داستان از آگاهی حرف میزند، اما نه هر نوع آگاهیای؛ آگاهی نزد کارگران و برای کارگران. داستان از زبان کارگران، از زندگی…

داستان کوتاه «میان ماه من تا ماه گردون»
تقریباً یک ساعت بود که هوا تاریک شده بود. رقص شعلههای آتش و دود ناشی از سوختن آشغالها در سطلهای زباله به…

داستان «لبخندی از لذتِ مبارزه»
کارها طبق پیشبینی و برنامه پیش رفت. کمیتهی کارگری متشکل از غلامعلی و ماشاءاللهخان و سه نفر دیگه تشکیل شد. بازرس هم…

داستان کوتاه «تاریخ انسان؛ شعلهای برکشید»
کارفرماها هم شروع کردند به تهدید کسانی که هنوز ایستادگی میکردند، و همزمان شروع کردند به استخدام جدید از سیل بیکاران. اعتصابات…

داستان کوتاه «اندیشهی زندانی»
ساعت 2 نصفه شب بود. عباس نشست، لحاف را روی بچهها کشید. بلند شد یک کاسه زیر شیر آب گرفت و چند…




