هنر و ادبیات
ادبیات و هنر کارگری در سایت کارخانه، جایی است برای معرفی و انتشار تولیدات ادبی و هنری که در خدمت مبارزه و منفعت طبقاتی طبقه کارگر هستند. ادبیات و آثار هنریای که از کارگر و مبارزه هر روزهاش علیه ستم طبقاتی میگویند، آرمانها و آرزوهای طبقه کارگر را به تصویر میکشند، و شرارهی آتش امید را در دل کارگران زنده و روشن نگه میدارند.
هر طبقه و هر گروهی از مردم، بسته به این که در کجا و در چه شرایطی کار کنند و از چه طریقی نیازهای زندگیشان را تامین کنند، افکار و عقاید و اخلاق ویژهای پیدا میکنند؛ و حتا سلیقههای آنها هم فرق میکند.
مثلاً یک سرمایهدار هیچ وقت با کارگران معاشرت نمیکند مگر این که نفعی در آن ببیند. دوستان و همکاران او، افکار سیاسی او و حتی شکل برخورد او با مذهب و اخلاق، خلاصه همه چیز او، با کارگران فرق میکند. در نتیجه خیلی طبیعی است که ادبیات و هنر و اصولا فرهنگ او هم فرق داشته باشد.

همهچیز برای فروش؛ نقدی بر روایت زندگی کارگران در فیلم
در سطح مناسبات اجتماعی ما شاهد آشکار شدن شکاف عمیق میان ثروتمندان و فقرا هستیم و چنین شکاف عظیمی نیز، نفرت و…

حامیِ طبقهی حاکم؛ نگاهی به مستند «حامی»
اخیراً مستندی با نام «حامی» در فیلیمو قرار گرفته است. در این مستند کوتاه 29 دقیقهای روایتهایی از سوی کارگران، کارفرمایان و…

تفاوت آری، تضاد نه؛ نگاهی به فیلم دستنیافتنیها (The Intouchables)
از آغاز تا پایان فیلم دستنیافتنیها (The Intouchables) با مجموعهای از تصاویر و روایتهایی روبهرو میشویم که هدفش به تصویر کشیدن ما…

مجموعه داستان «زندگی و مبارزه»
مدتی بود که ضرورتِ توضیح مسائل مارکسیستی به زبان ساده برای کارگران ذهنم را مشغول کرده بود. حس میکردم بیان مسائل نظری…

عصیان معصومه؛ داستان کوتاه
غروب بود. معصومه مات و مبهوت به طرف خانه میرفت. کوچه خلوت بود. دو تا پسر با یک توپ پلاستیکی بازی میکردند.…

نمایشنامه «رستگاری در چاه پرونده»؛ و برای سه رفیق
عمق چاه زیاد نبود، پنج شیش متر، شاید کمتر… ولی همین چندمتر اونقدر بود که روی هم هشتاد سال عُمرِ دو تا…

نخواب محبوب من؛ شعری از محمود درویش
آنگاه که ماه فرو میافتد چون آیینهای شکسته سایهها میانمان رشد میکنند و اسطورهها میمیرند نخواب محبوب من که زخمهایمان نشان افتخارمان…

نامهای از غزه
هنگامی که در ماه ژوئن به تعطیلات رفتم در آرزوی عزیمتی شیرین و شروعی به سوی چیزهای کوچک که به زندگی معنایی…

داستان کوتاه «تلاش مداوم و صبورانه» – میان ماه من تا ماه گردون (۲)
بهروز به افشین گفت «بیغیرت نمیپرسی چی شده؟» قبل از اینکه افشین بگوید که معلوم است که چه اتفاقی افتاده، زهره گفت…







