›
ادبیات
8 مطلب
تازهترین ↓

مجموعه داستان «زندگی و مبارزه»
مدتی بود که ضرورتِ توضیح مسائل مارکسیستی به زبان ساده برای کارگران ذهنم را مشغول کرده بود. حس میکردم بیان مسائل نظری…

داستان کوتاه «تلاش مداوم و صبورانه» – میان ماه من تا ماه گردون (۲)
بهروز به افشین گفت «بیغیرت نمیپرسی چی شده؟» قبل از اینکه افشین بگوید که معلوم است که چه اتفاقی افتاده، زهره گفت…

داستان کوتاه «میلکاموزا» از منصور یاقوتی
داستان از آگاهی حرف میزند، اما نه هر نوع آگاهیای؛ آگاهی نزد کارگران و برای کارگران. داستان از زبان کارگران، از زندگی…

داستان کوتاه «میان ماه من تا ماه گردون»
تقریباً یک ساعت بود که هوا تاریک شده بود. رقص شعلههای آتش و دود ناشی از سوختن آشغالها در سطلهای زباله به…

داستان کوتاه «دستهای به هم پیوسته»
غروب بود، هوا کمکم داشت تاریک میشد. مجید در حالی که یک نان بربری زیر بغل داشت وارد کوچه شد. یک سر…

داستان کوتاه «صاحبخانهی ما» از عزیز نسین
ما در یک آپارتمان هفت طبقه مینشینیم، پنج طبقهی این آپارتمان روی زمین و دو طبقهاش مانند معادن ذغالسنگ زیرِ زمین است.…




