›
ادبیات کارگری
2 مطلب
تازهترین ↓

نمایشنامه «رستگاری در چاه پرونده»؛ و برای سه رفیق
عمق چاه زیاد نبود، پنج شیش متر، شاید کمتر… ولی همین چندمتر اونقدر بود که روی هم هشتاد سال عُمرِ دو تا…

داستان کوتاه «نمیتوانم»
ذبیح کار ثابتی نداشت. یک مدت دستفروشی میکرد. شهرداری بساطش رو ضبط کرد. یک مدت کارگر موقت ساختمانی شد ولی کار سخت…
