›
حوادث کار
1 مطلب
تازهترین ↓

داستان کوتاه «حادثه در کارگاه مرکزی» از قاضی ربیحاوی
احمد صندلی را کشید و کنار تخت نشست. صورت تیمور مثل گچ سفید بود. نگاه به سقف داشت. باد خنکی به پهلوی…
›

احمد صندلی را کشید و کنار تخت نشست. صورت تیمور مثل گچ سفید بود. نگاه به سقف داشت. باد خنکی به پهلوی…