بسیاری از کارگران با غریزه و بعضاً با کندوکاو به درستی به این نتیجه رسیدهاند که اکثر این شرکتهای پیمانکاری وابسته به مهرههای درشت درون حاکمیت جمهوری اسلامی از جمله شمخانی، میرسلیم و ... است. اما حتی با فهم این واقعیت نیز نمیتوان تمامیت پدیدهی پیمانکاران نیروی انسانی را با اتکا به آن توضیح داد. سرمایهداران بزرگ ایرانی که آمیختگی و نفوذ اصلی و تعیینکنندهای در بدنهی حاکمیت و دولت جمهوری اسلامی دارند به اَشکال بسیار متنوعی در حال کسب سودهای بسیار کلانتری هستند و در حالیکه میتوانند همین مبلغ از بودجه دولتی را با روشهای بسیار بهتری میان خود تقسیم کنند، منطقی نیست که بر کسب چنین شکلی از سود، که به لحاظ منطقی در مواجهه با کارگران و…
در بدو ورود به فضای کار در صنایع بزرگ و اصلی کشور همچون صنایع نفت و پتروشیمی یا صنایع معدنی و فولاد، تنوع بالای شرکتها و تقسیم وظایف میان آنها، حجم عظیم کاغذبازی و مراودات حقوقی پیچیدهی این نهادها، میتواند سرگیجهآور باشد. بهعنوان مثال در یک پروژهی پتروشیمی، معمولاً ساختار تقسیم وظایف بدین شکل است که یک شرکت کارفرما در نقش بانیِ اصلی ساخت و بهرهبرداری از آن پروژه، بهعنوان زیرمجموعهای از سرمایهگذاران حقوقی یا حقیقی تشکیل میشود. وظیفهی اصلی چنین شرکتی این است که سیاستگذاری عمومی و تصمیمات مختلف سرمایهگذاران را در مراحل مختلفِ ساخت و بهرهبرداری از پروژه اِعمال کرده، منابع مالی تأمینشده توسط آنان را در طول زمان ساخت به بخشهای مختلف تخصیص دهد و به سرانجام…
کارگران شهرداری از جمله کارگرانی هستند که بیشترین سطح استثمار به آنها تحمیل میشود. سختی کار فوقالعاده و کمترین دستمزد بیانگر این استثمار است. نظافت شبانهی خیابانها را در نظر بگیریم: شیفت کار این کارگران همواره شبانه است. ابزار کار آنها با وجود پیشرفتهای تکنولوژیک جاروهای دستی است. در طول ساعات کار به دور از همکاران و به صورت انفرادی کار میکنند. همیشه خطر تصادف با خودروها برایشان متصور است. هیچ نوع مهارتی که باعث پیشرفت شغلیشان شود برایشان مهیا نیست. اینها تنها گوشهای از سختی کار فوقالعادهی این کارگران است.


