چه چیز نارضایتی و مبارزهی طبقهی کارگر از اوضاع کنونی را از نارضایتی بازاریان و سرمایهدارانِ خرد و کلان متمایز میکند؟ برای پاسخ به این پرسش، باید ابتدا پرسشی دیگر را مطرح کرد. چه عواملی سرنوشت کارگران در نقاط گوناگون کشور، از مجتمعهای صنعتی بزرگی چون هفتتپه، فولاد اهواز، هپکو و آذراب تا کارگاههای کوچکی که کارگران با صاحبان وسایل تولید ستیز روزمرهای بر سر حداقلهای قانونی دارند، با وجود تمام تمایزی که با هم دارند، به هم پیوند میدهد؟
در میانِ تابلوها و علائمِ راهنمایی و رانندگی تابلوی معروفی هست تحتِ عنوانِ «کارگران مشغول کارند». این که کاربردِ این تابلو چیست و در چه مکانهایی به کارِ قوانین میآید ارتباطِ چندانی به آن چه میخواهیم بگوییم ندارد، هرچند بیارتباط هم نیست. فعلاً برای ما این مهم است که به شهادتِ وجودِ این تابلو، این «کارگران» هستند که مشغول کارند و نه سرمایهدارها. در واقع هیچکَس در هیچکجا تابلویی با عکس یا عنوانِ «سرمایهداران مشغولِ کارند» ندیده و احتمالاً نخواهد دید. چون «سرمایهداران» در نظامِ سرمایهداری نیازی به کار کردن ندارند، به این دلیلِ خیلی ساده که سرمایهداران «نیروی کارِ کارگران» را با مقدارِ معمولاً ناچیزی پول خریداری میکنند تا کارگران به جای آنها مشغولِ کار باشند.

