پنجاه ساله است و در یکی از شهرهای استان کردستان زندگی میکند و صاحب دو فرزند. برای امرار معاش خود و خانوادهاش نیروی کار خود را روزانه به فروش میرساند. وضعیت بد معیشتی و ارتش ذخیرهی کار و گرانی کالاهای مصرفی و تورم باعث شده است که برای امرار معاش و پر کردن شکم خانواده به هر ناکجاآبادی برای پیدا کردن کار سرک بکشد. در واقع این روزها وضعیت طبقهی کارگر در ایران تعریف خاصی ندارد و روزانه شاهد اتفاقات ناگواری برای کارگران از اخراج و بهرهکشی مضاعف و عدم امنیت شغلی با وضعیت بیمهی نامناسب هستیم. کارگران استان کردستان نیز وضعیت مشابهی با کارگران دیگر استانها دارند و در واقع در این وضعیت مستثنا نیستند. فرودستان و کارگران در…
روز چهارم فروردینماه، هنگامیکه بیشتر مردم در شهرهای کردنشین ایران در حالِ رقص و پایکوبی نوروزی بودند، کارگری که شغلش کفاشی در پیادهروی یکی از خیابانهای پیرانشهر بود، دست به خودکشی میزند. تنها پس از گذشت دو روز از حادثهی مزبور یکی دیگر از فرودستان جامعه در پیرانشهر هنگامیکه مشغول کولبری بود، در برف و کولاک وحشتناک از همراهانش جدا شده و در مسیر بازگشت به سوی مرز گم میشود. پیکرِ بی جان این کولبر در روز دوشنبه، ششم فروردین ماه، با ملایمتر شدن جو و با تلاش افراد بومی در ارتفاعات مرزی پیدا میشود.
داستان کوتاه «دو رفیقِ کوهستان» به قلم فخرالدین احمدی سوادکوهی، داستان کارگرانی را روایت میکند که برای تأمین حداقلهای زندگی خود و خانوادهشان کولبری میکنند.