در دنیای امروز، شرکتهای فناوری در کشورهای توسعهیافته به طور فزایندهای به ارائهی مزایای رفاهی و مالی به کارکنان خود توجه میکنند. شرکتهایی همچون گوگل، مایکروسافت، تسلا و اپل، در حالی که خود را پیشگام نوآوری معرفی میکنند، در واقع از سیاستهایی مانند بیمههای جامع، ساعات کاری منعطف، برنامههای آموزشی و مرخصیهای با حقوق بهعنوان ابزاری برای کنترل نیروی کار استفاده میکنند. این سیاستها به ظاهر کیفیت زندگی کارگران را ارتقا میدهند، اما در واقع هدفشان افزایش بهرهوری و تحکیم وابستگی آنها به سرمایهداران است. سازوکارهای کارگری در بخش فناوریدریافت کمبود نیروی متخصص در حوزههایی نظیر برنامهنویسی و فناوری، شرکتهای فعال در این حوزه را با چالشی جدی مواجه کرده است. شرکتها اما به جای افزایش حقوق یا بهبود واقعی…
شرکتهای دانشبنیان که به گسترش توهم نبوغ ثروتزا و افسانهی استیو جابز و بیل گیتس دامن می زنند، در واقعیت در پی قاپیدن شیادانه و بهرهکشانهی فرصتهایی به سود کارفرمایان و به ضرر کارکناناند. تبلیغات حاکم بر جامعهی سرمایهداری و تمایلات برخاسته از پایگاه طبقاتی از عواملی است که روحیهی «تافتهی جدا بافته بودن» را در این کارکنان تقویت میکند؛ هرچند همچون کارگران واحدهای صنعتی، کارکنان این بخش نیز از سوی سرمایهدار استثمار میشوند. کارکنان این واحدها برای دستیابی به مطالبات خود چارهای جز پیوند با کارگران واحدهای صنعتی نخواهند داشت.