اسفندماه در سالهای اخیر برای طبقهی کارگر بدل به ماهی شده است دلهرهآور که شیرینی پایان سال و شروع سال نو را با تلخکامی و نگرانیهای معیشتی همراه کرده است. طبقهی کارگر و سایر زحمتکشان مزدبگیر امسال تحت شرایطی به پیشواز سال نو میروند که به گواه آمار از ابتدای سال با تورم 48 درصدی1 دستوپنجه نرم کرده و سراسر سال شاهد هرچه بیارزشتر شدن دستمزدشان بودهاند. ماه بهمن با ثبت تورم بیسابقهی 32 درصدی در شرایطی به اتمام رسید و جای خود را به اسفندماه داد که اخبار منتشره حول مسائل معیشتی حکایت از آن دارد که در میان آحاد تودههای زحمتکش بالاخص کارگران، هیچ خبری از استقبال و آمادگی برای عید نیست
پس از گذشت سهماه از لغو تجمع نیروهای پیمانکاری یا شرکتی نفت و گاز موسوم به "ارکان ثالث" در آبان 11403، علیرغم مذاکرات و پیگیریهای مستمر نمایندگان نسبت به تحقق مطالبات حقوقی از مسئولین و مدیران وزارت نفت، همچنان پیشرفت عملی و مطلوبی به نفع کارگران رقم نخورده و نهتنها خبری از تحقق مطالبهی اصلی یعنی حذف پیمانکاران و تبدیل وضعیت نیست، بلکه درخواستهای جزئیتر نظیر اجرای رأی 3188 دیوان عدالت اداری یا پاداش شهید رجایی و اعطای وام و ... نیز سرنوشت مشخصی نداشته است.
سه سال از اجرای قانون رتبهبندی معلمان میگذرد. رتبهبندی معلمان طرحی پر کشوقوس، که از ابتدای دههی هفتاد در چهارچوب طرحهای مختلف نظیر قانون نظام پرداخت بر روی میز وزارت آموزش و پرورش بوده، اینک از 31 شهریور 1400 در قالب قانون رتبهبندی معلمان اجرائی شده است.
چند روزْ بعد از حادثه، با یکی از رفقایم سوار اتوبوس شده و راهی طبس میشویم. صبح زود به شهر رسیدهایم و پرنده در خیابانها پر نمیزند. به بوستان گلشن که پارک مرکزی شهر است میرویم تا بلکه همصحبتی پیدا کنیم.
یک گوشه حیاط چند نفر کارگر دور هم جمع شده بودند و با هم صحبت میکردند. محسن گفت «من نمیفهمم چرا کارگرا هر جا حق و حقوقشون رو میخوان فوری انگ کمونیست بودن بهشون میچسبونن. اصلاً این کمونیسم چیه؟ مگر کمونیستها چی میگن که اینقدر ازشون میترسن؟»
آگاهی نسبت به کار، شرایط کار، خویشتن و کارفرما و طبقهبندی دانستهها برای عمل درست ضرورت دارد. در این نوشته سرفصلهایی را برای گفت وگو مطرح میکنیم تا تجربیات کسبشده در این محورها را به اشتراک بگذاریم. باید نتیجه مداقه و غور در این حرفه، عملکرد بهترمان در کلاس درس و تأمین منافعمان در تقابل با کارفرما باشد. ما معلم هستیم، یادگیری هم مقدمهی یاددهی است و هم نتیجهی آن.
علی مشغول کار با دستگاه بود که بهمن اومد سراغش.
ماهیت هیچ جریان سیاسی را نمیتوان صرفاً از آنچه خود درباره خویشتن میگوید شناخت. برای این شناخت باید به اعمال ایشان نگریست. ولی گاهی اوقات حرف دل انسان، ناخودآگاه بر زبان جاری میگردد و ماهیتاش در سخن هویدا میشود.
ما در فروشگاههای زنجیرهای افق کوروش همانند دیگر بخشهای کارگری، هر روزه برای به دست آوردن لقمه نانی بخور و نمیر و گذران زندگی مشقت بار، ناچاریم نیروی کار خود را به سرمایهدارانی بفروشیم که اهل شهر و استان خودمانند و با همان زبانی حرف میزنند که ما حرف میزنیم، ولی زمین تا آسمان با هم متفاوتیم. فروشگاههای زنجیرهای افق کوروش به دو شکل فروشگاه شرکتی و فروشگاه نمایندگی (فرانچایز) فعالیت میکنند و در سراسر ایران بیش از ٣٠٠٠ شعبه دارد که در هر شعبه ٤ الی ٦ نفر و در برخی شعبات تا ٨ نفر نیز مشغول به کار هستند.
به سیاق هر سال در ماه پایانی سال صحبتها در خصوص تعیین دستمزد داغ است. از یک طرف سرمایهداران و طرفداران ایشان از زیر بار افزایش دستمزد شانه خالی میکنند و از طرف دیگر کارگرانی که هر روز از روز قبل دستشان خالیتر میماند، برای استیفای حق خود به آب و آتش میزنند. امسال نیز سرمایهداران با شیپورهای رسانهایشان تا توانستند از شرایط بد «کارفرمایان» گفتند تا به این طریق راه را برای نمایندگانشان هموار کنند تا هر چه کمتر مزد را افزایش دهند و هر چه بیشتر آن را سرکوب کنند.