کارگرانِ بالاشهرنشین

خسته و درمانده است. هر روز زنان و دختران هم‌سن خود را می‌بیند که لباس‌های مارک‌دار می‌‌پوشند، عطرهای گران‌قیمت می‌زنند و صورت‌هایشان را که از فرط تن‌پروری و ناز و نعمت به سان ابریشم‌اند با لوازم آرایش گران‌قیمت می‌آرایند. با ماشین‌های گران‌قیمت رفت‌وآمد می‌کنند و وقتی از کنار او با تبختر و تکبر رد می‌شوند به رسم ادب نخوت‌آمیزِ برآمده از جایگاه طبقاتی‌شان سلامی می‌کنند و او را خوارتر از چیزی که خود او هر روز تصور می‌کند، می‌شمارند. کودکانی هم‌سن‌وسال فرزندان او در ساختمان هستند که به ظاهر شبیه فرزندان او ولی از زمین تا آسمان با زیست فرزندان او متفاوت‌اند. کودکان نازپرورده که بهانه‌های بنی‌اسرائیلی می‌گیرند و گویی آسمان دهان گشوده و آنان به زمین پرت شده‌اند. لباس‌های…

اتحادیه‌ی کارگران انبار آمازون، یک تجربه‌ی بزرگ

ده‌ها سال است که به کرات از اقتصاددانان، جامعه‌شناسان و رسانه‌ها می‌شنویم که دوره‌ی کارگران تمام شده است. دیگر کارگران سنتی وجود ندارند و یا اگر هنوز کارگرانی در معادن و کارخانه‌های بزرگ شاغل هستند، چندان اهمیتی ندارند چرا که امروز در عصر اینترنت و تکنولوژی، اکثر کارگران، نیروهای خدماتی را تشکیل می‌دهند. و این نیروی خدماتی، دیگر کارگرانی نیستند که بتوانند برای احقاق حقوق‌شان مبارزه کنند یا اتحادیه تشکیل دهند.

اسنپ و زنانِ کارگر

این متن گفتگویی است میان مسافر و یکی از زنان راننده‌ی مشغول به کار در اسنپ که از خلال یک گفتگوی ساده‌ی روزمره، انبوه مشکلاتی که این بخش از کارگران خدماتی با آن دست به گریبان هستند و میزان استثمار رانندگان اسنپ را آشکار می‌کند. مسافر: سلام.راننده: سلام. حرکت کنیم؟مسافر: بله بفرمایید. پسرک پنج شش ساله‌ای که مادر را در مسافرکشی شبانه همراهی می‌کند، از صندلی کنار راننده دزدکی نگاهی به مسافر می‌اندازد و با حرکت سرش با مسافر سلامی رد و بدل می‌کند. راننده ماشین را راه می‌اندازد و اندکی پس از آن گفتگو ادامه می‌یابد. راننده: میشه نقدی حساب کنید؟مسافر: بله اتفاقاً پول نقد همرامه.راننده: مرسی.مسافر: این اسنپ قضیه‌ی تصفیه حساب روزانه با راننده‌ها رو درست نکرده هنوز؟راننده:…

پرستاران، کارگرانِ خسته و خشمگینِ دوران کرونا

این روزها همه‌گیری ویروس کرونا پرستاران را بیش از پیش متحمل فشار و آسیب و کاسه‌ی صبرشان را لبریز کرده است. به‌عنوان پرستار شاغل در یکی از بیمارستان‌های سنندج و تجربه‌ی دو هفته‌ی کاری در بخش کرونا این شرایط طاقت‌فرسا را از نزدیک لمس کرده و همچنین شاهد آن در بین همکاران بوده‌ام. با شروع نوبت کاری و ورود به بخش آن چه بیش از همه خودنمایی می‌کند اِشغال تمام اتاق‌ها و تخت‌های بخش توسط بیماران کرونایی است.