

حکایت کارگران شرکت کنتورسازی ایران جدید و ناشنیده نیست. همان حکایت کارگران هفتتپه، هپکو و آذرآب و مجتمعها و کارخانههای دیگر است: خصوصیسازی، عدم پرداخت دستمزدها، اخراج کارگران در چند مرحله و سپس تعطیلی. شرکت کنتورسازی در سال 1347 تأسیس شد و کارخانهی آن در سال 1350 در شهرک صنعتی قزوین (اکنون شهرک صنعتی البرز) آغاز به کار کرد. فعالیت اصلی شرکت تولید کنتورهای برق، آب و گاز و صندوقهای فروشگاهی است. کارخانه با ظرفیت تولید صدهزار کنتور در سال آغاز به کار کرد، در دههی 80 به ظرفیت تولید یک میلیون کنتور رسید و در سال 1385 اولین نمونهی کنتور داخلی در این کارخانه تولید شد.
کارخانه قند یاسوج با سابقهی نیم قرن فعالیت، پیرترین صنعت استان کهگیلویه و بویراحمد میباشد. سال 44 در دوران پهلوی در یکی از بهترین نقاط یاسوج کلنگزنی آن آغاز و در سال 46 با دریافت 15 هزار تن چغندر فعالیتش را آغاز کرد. همزمان با آغاز فعالیت کارخانه، زمینهای اطراف آن و بخشهای زیادی از دشت آن منطقه به زیر کشت چغندر رفت. کارخانهای که سالهای متمادی درگیر تعطیلی و راهاندازی مجدد بود و شرایط به وجود آمده از همه بیشتر کام کارگران این کارخانه را تلخ کرده است. در تمامی این سالها، ماهی نبوده که کارگر کارخانه قند با آرامش و امنیت خاطر به زندگی خود بپردازد. مدام درگیر اعتراض و اعتصاب بوده است. مسئله آنقدر طول کشیده است…
نساجی مازندران زمانی آنقدر بزرگ بود که قائمشهر را که در گذشته روستایی بیش نبود، به شهری بزرگ تبدیل کرد. نساجی مازندران به حدی پیشرفت داشت که به عنوان قطب اقتصادی شمال کشور شناخته شد؛ که نه تنها مازندرانیها بلکه کارگرانی از سراسر کشور به آنجا میآمدند و با کار در کارخانه نساجی مازندران روزی خود و خانوادهشان را تامین میکردند. انقلاب که شد کارخانه نساجی مازندران زیر نظر بانک صنعت و معدن درآمد. بعد از انقلاب و در سال 1362 تولیدات در اوج خود قرار داشت به گونهای که مردم برای خرید پارچههایش صف میکشیدند. اما در سال 1372 اعلام شد که به دلیل بدهی کارخانه به بانک صنعت ومعدن، به بانک ملی واگذار شده و این آغازی برای…
کارگران پارس جنوبی در کنگان در وضعیت نامطلوبی به سر میبرند. آنان میخواهند تبعیض میان کارگران پیمانکاری و رسمیها برچیده شود. تفاوت میان آنان فقط در میزان دستمزد و مزایای مزدی نیست. رسمیها بهترین امکانات رفاهی، خوابگاههای مدرن و باکیفیت، رستورانهای خوب و راحت با بهترین غذاها، اتوبوسهای باکیفیت برای حمل و نقل از کمپ به محل کار، و بلیت هواپیمای رفتوبرگشت برای روزهای مرخصی دارند، اما کارگران پیمانکاری هیچ یک از این امکانات را ندارند.
این روزها همهگیری ویروس کرونا پرستاران را بیش از پیش متحمل فشار و آسیب و کاسهی صبرشان را لبریز کرده است. بهعنوان پرستار شاغل در یکی از بیمارستانهای سنندج و تجربهی دو هفتهی کاری در بخش کرونا این شرایط طاقتفرسا را از نزدیک لمس کرده و همچنین شاهد آن در بین همکاران بودهام. با شروع نوبت کاری و ورود به بخش آن چه بیش از همه خودنمایی میکند اِشغال تمام اتاقها و تختهای بخش توسط بیماران کرونایی است.
کارگران شرکت پتروشیمی رازی در ماهشهر در استان خوزستان خواستار رفع تبعیض در پرداخت دستمزد و مزایای مزدی بین کارگران رسمی و قرارداد مستقیم و پیمانکاری، بازنگری در طرح طبقهبندی مشاغل، و بهبود وضعیت سرویسهای ایابوذهاب با توجه به وضعیت بد آبوهوایی در خوزستان هستند.
افزایش معلمان غیررسمی نتیجهی سیاست خصوصیسازی و پولیسازی آموزش است و این زحمتکشان بیشتر از هر کس دیگری در حوزهی آموزش از نتیجهی این سیاستها متضرر شدهاند. طیف عظیمی از معلمان پیشدبستانی و دبستانی و نهضت سوادآموزی به صورت غیررسمی فعالیت میکنند و حداقل شرایط زندگی یک معلم رسمی را نیز ندارند. در صورتی که معلمان رسمی نیز از نظر معیشتی تحت فشار بسیاریاند. این معلمان در خرداد و تیر امسال بارها و به طُرق مختلف به تبعیض و بلاتکلیفی در وضعیت استخدامیشان اعتراض کردند. در واقع پس از 11 سال معطلی از جانب قانونگذاران، اکنون نوبت کارشکنی دولت است. معطلی و کارشکنیای که هر دو نشانگر یک سیاست واحدند و آن هم اینکه دولت و بخش خصوصی بتوانند به…
مرگ ناشی از کار در معادن در رتبهی دوم حوادث ناشی از کار، پس از کارهای ساختمانی، است. کار در معدن علاوه بر تأثیرهای بلندمدتی که بر سلامت جسم و روان کارگر میگذارد، خطرهای حین کار بسیاری نیز دارد. از جملهی این خطرها ریزش تونل و مسدود شدن آن، حبس شدن افراد، سوختگی و مرگ است. انفجار گاز متان - که بیشترین تلفات را در معادن زیرزمینی داشته است - و همچنین انفجار مواد منفجره و لرزش ناشی از آن از مهمترین عوامل خطرساز در معدن برای کارگران است.
536 پرستار شرکتی استان گیلان در تاریخ 20 اردیبهشت 1399 در مقابل ستاد مرکزی دانشگاه علوم پزشکی گیلان دست به تجمع زدند. این پرستاران به قراردادهای 89 روزه که در بحبوحهی شیوع کرونا و در پی فراخوانی از جانب دولت صورت گرفت، معترض بودند. پرستاران معترض میگویند: «بعد از شیوع کرونا، استخدام پرستاران شرکتی به صورت قرارداد ۸۹ روزه را شاهد بودیم که ارزشی برای حق و حقوق اولیهی پرستاران قائل نیست. حال آنکه ما در کنار بقیهی پرستاران با بیماران کرونایی سر و کار داریم اما از مزایایی که حتی پرسنل تبصرهای، پیمانی، طرحی و تمدید طرحی برخوردارند، بهرهای نمیبریم.»
یش از 400 هزار معلم قراردادیِ ایالت بهار هند در تاریخ 28 بهمن 1398 (17 فوریه 2020) دست به اعتصابی نامحدود به شکل تجمع و راهپیمایی زدند. مطالبات معلمان اعتصابیْ پرداخت دستمزدهای معوقه، حقوق برابر برای کار برابر و بازگشت به برنامهی بازنشستگی قدیمی بودند. فراخوان اعتصاب توسط کمیتهی هماهنگی اعتراضات معلمان ایالت بهار داده شد که دارای 26 انجمن و 125 هزار عضو مستقیم است.