ماجرای جو هیل
محاکمه و تیرباران مبارز، سازمانده، و ترانه‌سرای بزرگ جنبش کارگری آمریکا

جو هیل در ترانه‌ی «قدرت در تشکل کارگری است((There is Power in the Union))» می‌سراید:

این است قدرت،
این است قدرت
در حلقه‌ی مردان کارگر
وقتی می ایستند دست در دست
این است قدرت،
این است قدرت
قدرتی که باید بر همه جا حاکم باشد
یک اتحادیه‌ی صنعتی بزرگ


در ژوئیه ۱۹۳۷، هنگامی که اتحادیه‌ی کارگران صنعتی جهان (IWW) دیگر چیزی جز پوسته‌ای از یک اتحادیه بیش‌تر نبود، در ارگان رسمی آن به نام ماهنامه‌ی اتحادیه‌ی بزرگ، چنین نوشته شده بود: «از جمله چیزهایی که جنبش طبقه‌ی کارگر به اتحادیه‌ی کارگران صنعتی جهان مدیون است، آموزش ارزش ترانه‌ها در مبارزه برای رهایی ست.» بهترین، نام‌آورترین و بالنده‌ترین ترانه‌سرای این اتحادیه جوزف هیلستروم بود، که میلیون‌ها تن در گوشه و کنارِ جهان او را به نام جو هیل می‌شناسند.

جو هیل، فعال کارگری سوئدی‌-آمریکایی، ترانه‌سرا و عضو اتحادیه‌ی کارگران صنعتی جهان در سال ۱۹۱۵ پس از یک محاکمه‌ی جدال‌آمیز و جنجال‌آفرین (و در واقع، به جرم سازمان‌دهی مبارزات کارگری) ‌اعدام شد.

جو هیل از همان هنگامی که در سال ۱۹۰۲ به عنوان کارگر مهاجر در ایالات متحده‌ی آمریکا پذیرفته شد، [در جستجوی کار] حرکتی را از نیویورک شروع کرد که ‌با عبور از کلیولند و اوهایو،‌ ‌سرانجام‌ به سواحل غربی منتهی گردید. او به‌هنگام زلزله‌ی ۱۹۰۶ در ایالت کالیفرنیا و شهر سان‌فرانسیسکو بود. جو هیل در سال ۱۹۱۰، هنگامی‌که در اسکله‌ی سان‌پدرو (واقع در ایالت کالیفرنیا) کار می‌کرد، به اتحادیه‌ی کارگران صنعتی جهان پیوست؛ و در اواخر سال ۱۹۱۰ طی نامه‌ای به روزنامه‌ی «کارگران صنعتی جهان» خود را به عنوان یکی از اعضای لوکال اورِگون (واقع در پورتلند) معرفی کرد.

افزایش اعتبار در IWW و سفرهای گسترده‌ی جوهیل – به همراهِ سخن‌رانی، تصنیف ترانه‌های سیاسی و نیز سرودن اشعار طنز‌ – برای او این امکان را فراهم آورد تا کارگران را زیر پرچم «کارگران صنعتی جهان» متشکل کند. ترانه‌های جو هیل اغلب از ملودی‌های مشهور و باب روز اقتباس می‌شدند. عبارت «خیال واهی» [“pie in the sky”] که در ترانه‌ی «واعظ و برده» از آن استفاده شده، تقلیدِ طنز‌آمیزی از سرود مذهبی «دلبندم خداحافظ، خداحافظ» است. ترانه‌های دیگر جو هیل که ارزش یادآوری دارند: «آسمان جُل» [The Tramp]، «قدرت در تشکل کارگری است» [There is Power in the Union]، «دختر یاغی» [Rebel Girl] و «کیسی جونز» [Casey Jones] از مجموعه‌ی «اتحادیه اعتصاب‌شکنان» [Union Scab] است.

جو هیل کارگر دوره‌گردی بود که در جستجوی کار از این قطار باری به‌آن قطار باری جست می‌زد و گرداگرد غرب می‌چرخید. او در اوایل سال ۱۹۱۴ کاری در معدن نقره‌ی کینگ در پارک سیتی (واقع در ایالت یوتا) پیدا کرد که فاصله‌ی چندانی از شهرِ سالت لیک سیتی [شهرِ دریاچه‌ی نمک Salt Lake City] ندارد.

در دهم ژانویه ۱۹۱۴ جان جی. موریسون و پسرش آرلینگ توسط دو نفر مزاحم مسلح که صورت‌شان را با دستمال قرمز پوشانده بودند، در مغازه‌ی قصابی خودشان (واقع در سالت لیک سیتی) کشته شدند. آرلینگ قبل از این که کشته شود، با تفنگی که از پشت پیشخوان برداشته بود، یکی از مردان نقاب‌دار را زخمی کرده بود. از آن‌جاکه هیچ چیزی از مغازه دزدیده نشده بود، پلیس در ابتدا فکر کرد که مسئله‌ به انتقام‌گیری برمی‌گردد. موریسونِ پدر از افراد پلیس بود و احتمالاً دشمنان فراوانی برای خودش درست کرده بود.

در غروب همان‌شب، جو هیل، زخمی در اثر گلوله، در آستان خانه‌ی دکتر محلی ظاهر شد. او گفت که در جریان مشاجره به خاطر یک زن، که از افشای نام او امتناع می‌کرد، زخمی شده است. دکتر [به‌پلیس] گزارش داد که هیل مسلح به‌تپانچه بود.

با توجه به‌گذشته‌ی موریسون به‌عنوان افسر پلیس، در ابتدا چندین مرد که توسط او بازداشت شده بودند، مظنون واقع شدند. قبل از این که هیل متهم به قتل شود و به‌همین جرم مورد محاکمه قرار بگیرد، ۱۲ نفر دستگیر شده بودند. یک دستمال قرمز در اتاق هیل پیدا شد. تپانچه‌ای که ادعا می‌شد به هیل تعلق دارد، در مطب دکتر پیدا نشد.

هیل قاطعانه گفت که درگیر سرقت و قتل موریسون نبوده است. او گفت که وقتی مورد اصابت گلوله قرار گرفت، دست‌هایش [به‌علامت تسلیم] بالای سرش قرار داشت؛ و به نظر می‌رسید که سوراخ ناشی از اصابت گلوله نیز – حدود ‌یازده سانتی‌متر پایین‌تر از زخم گلوله در پشت او‌ – ادعای او را تأیید می‌کند. [گرچه] هیل در دادگاه از خودش دفاع نکرد؛ اما وکلای او تذکر دادند که چهار نفر در همان شب در سالت لیک سیتی به‌خاطر اصابت گلوله مورد معالجه قرار گرفته‌اند، و عدم سرقت و هم‌چنین عدم آشنایی هیل با موریسون‌ وجود انگیزه‌ی قتل در مورد او را منتفی می‌کند.

دادستان نیز به نوبه‌ی خود یک دوجین شاهد عینی درست کرد که می‌گفتند: قاتل به جو هیل شباهت دارد. یکی از این شاهدان عینی، مرلین موریسون ۱۳ ساله (فرزند و برادر مقتولان) بود که در اولین دیدارش با هیل گفت که «او به هیچ‌وجه شبیه قاتل نیست»، اما بعداً هیل را به‌عنوان قاتل شناسایی کرد. [بدین‌ترتیب]، هیئت منصفه طی فقط چند ساعت هیل را به جرم قتل محکوم کرد((برگرفته از «واپسین خواسته‌ی جو هیل»، ترجمه عباس فرد، سایت «رفاقت کارگری»)).


مشخصات کتاب
نویسنده:فیلیپ فونر
مترجم:فرشته مولوی، هرمز ریاحی
ناشر:آموزگار
سال انتشار:۱۳۶۰
اندازه پرونده:۲.۹ مگابایت
قالب:پی‌دی‌اف (PDF)
جستارهای وابسته